راست میگفت وقتی خودمو تو اینه ی حمام هتل میدیدم هیچ خنده ای تو صورتم نبود بااینکه تمام خاطراتم زیبای زندگیم دوباره تکرار شده بود هنوز غم مبهمی ک از تمام ارزوهای بر باد رفته ام تو وجودم شکل گرفته بود اجازه ی ب خنده ی یواشکی و خجالت از بودن در کنارش نمیداد صدای مادر و برادر تنها چیزی بود ک منو ب حرف در اورد و صدای پسری ک وجودم بود وقتی بهش نگاه میکردم که اینهمه بی رحمی کردم هم ب خودم هم ب رضا از بی رحمی هام مطمعن شدم قبل حرکت بی هیچ هدفی برای دیدنش راهی شدم اسم اون شهر منو لرزوند و نتونستم طاقت بیارم و نهایت دستم صفحه ی موبایلمو لمس کرد و شماره رو گرفت بیقراریش رو حس میکردم حضور خواهرم اجازهی اغوشش رو نداد اما سختترین کار موندن در کنارش بود هر لحظه بهانه ای ک شک خواهرمو بیشتر میکرد و من همچنان یک همکلاسیه ساده ی دوران ارشد بودم با فامیل اقای ....متنفرم ازت زندگی رو با پک های سنگین سیگار پشت هم نشون دادم نهایت سرفه های خشکی ک تمام نمیشود همراه عطسه ی ناکام زندگی یک عشق نافرجام یک محکومیت تمدید شده
برچسب: 21 خرداد,21 خرداد 93 به میلادی,21 خرداد به میلادی,حوادث 21 خرداد,استخدام 21 خرداد 93 اصفهان,خندوانه 21 خرداد,فال 21 خرداد 94,فال 21 خرداد 93,متولدین 21 خرداد,کنکور 21 خرداد,
نویسنده: پرهام قنبریپور
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 15:06